مؤلف مجهول

135

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

و در متون ديگر آمده است نگاه كنيد به : اشعار پراكنده ، ص 125 ؛ ديوان منوچهرى ، ص 135 ؛ ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 448 ؛ الابنيه ، ص 325 ؛ ديوان ناصر خسرو ، ص 147 - 178 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 352 ؛ قابوس‌نامه ، ص 54 ؛ كيمياى سعادت ، ص 381 ؛ تفسير كمبريج ، ص 204 ؛ حديقة الحقيقهء سنايى ، ص 73 - 322 ؛ ديوان سنايى ، ص 1121 ؛ هفت‌پيكر ، ص 200 ؛ آداب الحرب و الشجاعه ، ص 490 . ( 34 ) ص 26 ، س 13 زردآب : نام خلطى است كه به عربى صفرا گويند ( برهان قاطع ) . در متون فارسى گاهى به صورت « آب زرد » هم آمده است . نگاه كنيد به : الابنيه ، ص 23 - 36 . فرازآورندهء زين الاخبار آورده است : « . . . و ميان آتش بنشينند . . . تا آتش اندر وى افتد و زردآب « 1 » از وى همىدود » و همچنين نگاه كنيد به : لسان التنزيل ، ص 36 . ( 35 ) ص 30 ، س 6 بزرگ‌منشىكردن : تكبركردن ، گردن‌كشى نمودن در ترجمه استكبار آمده است . در تفسير كمبريج آمده است : « فاستكبروا : بزرگ‌منشى كردند و نگرويدند » ( ورق 57 ) و نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1953 ؛ تفسير قرآن كريم ( سورآبادى ) ، ص 62 ؛ تفسير كمبريج ، ورق 31 - 59 - 79 - 108 - 113 و . . . . ( 36 ) ص 32 ، س 14 نو سپاسىكردن : ناسپاسىكردن . « نو » پيشوند نفى به جاى « نا » در زبانهاى شرقى مستعمل است سغدى - wn ختنى uana نگاه كنيد به : گرشويج ، دستور زبان سغدى مانوى شمارهء 1161 - در تفسير قرآن كريم آمده است : « و هركه نوسپاسى كرد زيان او را دارد زيرا كه خداى من بىنياز است از شكر شاكران و بزرگوارست » ( ص 133 ) . اين مثال از تفسير كمبريج است : « يكفرون : نوسپاسى مىكنند و آزادى نكنند نعمت او را » ( ورق 129 ) و نيز در اوراق 102 - 134 - 136 - 139 - 141 - 142 - 177 - 184 آمده است . اين واژه در تفسير بصائر به صورت « نسپاسى » ورق 604 آمده است . ( 37 ) ص 38 ، س 2 آرزو بردن : آرزوكردن . از اين طرز استعمال شاهد زيادى در دست نيست . در زير مثالهايى از متون ديگر كه ديده آمده است آورده مىشود : اين مثال از ترجمهء سواد الاعظم است : « و آنكه در گورستانها فرود آيد ندا كند و گويد : اى اهل گورستانها چه آرزو مىبريد » . در تفسير كمبريج چنين آمده : « و گشتند آنانك آرزو

--> ( 1 ) . مصحح تاريخ گرديزى چنين نوشته‌اند : « كذا در هردو » . و متن را « رود آب » قرار داده‌اند . مينارسكى اين كلمه ( رود آب ) را به معنى محتويات امعاء و روده‌ها ترجمه كرده است كه ظاهرا « زرد آب » درست است .